[fɛɐ̯ˈfasn̩]
تألیف کردن، نوشتن
معنی، مثال و مترادفِ verfassen ←Der Autor hat ein neues Buch verfasst.
نویسنده یک کتاب جدید تألیف کرده است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی