[fɛɐ̯ˈfʏtɐn]
خوراک دادن (به حیوان)
معنی، مثال و مترادفِ verfüttern ←Die Krümel kannst du an die Hühner verfüttern.
میتوانی این خردهها را به مرغها بدهی.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی