[ˈʃpanən]
کشش دادن، تنگ کردن
معنی، مثال و مترادفِ spannen ←Eine Egge kann man an einen Traktor spannen.
میتوان یک کلوخشکن را به تراکتور بست.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی