[zɔnˈdiːʁən]
سنجیدن، گمانهزنی
معنی، مثال و مترادفِ sondieren ←Wir müssen die Lage erst sondieren, bevor wir handeln.
باید اول اوضاع را بسنجیم قبل از اینکه عمل کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی