سطح C2فعل

sondieren

سنجیدن، گمانه‌زنی

English: to probe, to sound out

صرف فعل sondieren

حال
er sondiert
گذشته‌ی ساده
sondierte
پرفکت
hat sondiert
امری
sondiere! / sondiert!
  • ich sondiere
  • du sondierst
  • er/sie/es sondiert
  • wir sondieren
  • ihr sondiert
  • sie sondieren

جمله‌ی مثال با sondieren

  • Wir müssen die Lage erst sondieren, bevor wir handeln.

    باید اول اوضاع را بسنجیم قبل از اینکه عمل کنیم.

«sondieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.