[ˈʃmɔlən]
قهر کردن، اخم کردن
معنی، مثال و مترادفِ schmollen ←Da sie nicht gewonnen hatte, fing Maria an zu schmollen.
ماریا چون برنده نشده بود، شروع کرد به قهر کردن.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی