سطح C2فعل

schmollen

قهر کردن، اخم کردن

English: to sulk, to pout

صرف فعل schmollen

حال
er schmollt
گذشته‌ی ساده
schmollte
پرفکت
hat geschmollt
امری
schmolle! / schmollt!
  • ich schmolle
  • du schmollst
  • er/sie/es schmollt
  • wir schmollen
  • ihr schmollt
  • sie schmollen

جمله‌ی مثال با schmollen

  • Da sie nicht gewonnen hatte, fing Maria an zu schmollen.

    ماریا چون برنده نشده بود، شروع کرد به قهر کردن.

«schmollen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.