[ˈʃlaɪ̯mən]
چاپلوسی کردن
معنی، مثال و مترادفِ schleimen ←Er schleimt bei dem Chef, um eine Gehaltserhöhung zu bekommen.
او برای گرفتن افزایش حقوق از رئیس چاپلوسی میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی