[ˈʃlɛpn̩]
کشیدن، حمل کردن
معنی، مثال و مترادفِ schleppen ←Er schleppte den schweren Koffer die Treppe hinauf.
او چمدان سنگین را از پلهها بالا کشید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی