سطح C2فعل

schleimen

چاپلوسی کردن

English: to brownnose, to suck up

صرف فعل schleimen

حال
er schleimt
گذشته‌ی ساده
schleimte
پرفکت
hat geschleimt
امری
schleim! / schleimt!
  • ich schleime
  • du schleimst
  • er/sie/es schleimt
  • wir schleimen
  • ihr schleimt
  • sie schleimen

جمله‌ی مثال با schleimen

  • Er schleimt bei dem Chef, um eine Gehaltserhöhung zu bekommen.

    او برای گرفتن افزایش حقوق از رئیس چاپلوسی می‌کند.

«schleimen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.