[ˈʃlʏp͡fn̩]
لغزیدن، سر خوردن، از تخم درآمدن
معنی، مثال و مترادفِ schlüpfen ←Die Küken schlüpfen nach der Inkubation.
جوجهها بعد از دورهٔ جوجهکشی از تخم بیرون میآیند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی