سطح C1فعل

schlüpfen

لغزیدن، سر خوردن، از تخم درآمدن

English: to slip, to hatch

صرف فعل schlüpfen

حال
er schlüpft
گذشته‌ی ساده
schlüpfte
پرفکت
ist geschlüpft
امری
schlüpfe! / schlüpft!
  • ich schlüpfe
  • du schlüpfst
  • er/sie/es schlüpft
  • wir schlüpfen
  • ihr schlüpft
  • sie schlüpfen

جمله‌ی مثال با schlüpfen

  • Die Küken schlüpfen nach der Inkubation.

    جوجه‌ها بعد از دورهٔ جوجه‌کشی از تخم بیرون می‌آیند.

«schlüpfen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.