[ʁevɑ̃ˈʃiːʁən]
جبران کردن، متقابلاً قدردانی کردن
معنی، مثال و مترادفِ revanchieren ←Ich verspreche Ihnen, dass ich mich dafür revanchieren werde.
قول میدهم که جبرانش کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی