جبران کردن، متقابلاً قدردانی کردن
English: to reciprocate, to return a favor
Ich verspreche Ihnen, dass ich mich dafür revanchieren werde.
قول میدهم که جبرانش کنم.
«revanchieren» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.