[ʁestaʊ̯ˈʁiːʁən]
بازسازی، مرمت
معنی، مثال و مترادفِ restaurieren ←Man sollte alle verfallenen Abteien in Spanien restaurieren.
باید همهی صومعههای ویران اسپانیا را بازسازی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی