[pʁaktiˈt͡siːʁən]
طبابت کردن، عمل کردن
معنی، مثال و مترادفِ praktizieren ←Sie praktiziert als Zahnärztin in Berlin.
او به عنوان دندانپزشک در برلین طبابت میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی