[poˈziːʁən]
ژست گرفتن, پوزیشن گرفتن
معنی، مثال و مترادفِ posieren ←Maria liebte es, vor den Kameras in ihren extravaganten Kleidern zu posieren.
ماریا عاشق این بود که جلوی دوربینها با لباسهای پر زرق و برقش ژست بگیرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی