[modəˈʁiːʁən]
اجرا کردن، میزبانی کردن
معنی، مثال و مترادفِ moderieren ←Ab Dezember wird er die Sendung moderieren.
از دسامبر او اجرای برنامه را بر عهده میگیرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی