[ˈmɪtˌt͡siːən]
همراهی کردن، کشیدن
معنی، مثال و مترادفِ mitziehen ←Wenn alle das machen, werde ich wohl mitziehen.
اگه همه این کار رو بکنن، منم باهاشون همراه میشم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی