سطح C2فعل

moderieren

اجرا کردن، میزبانی کردن

English: to host, to moderate

صرف فعل moderieren

حال
er moderiert
گذشته‌ی ساده
moderierte
پرفکت
hat moderiert
امری
moderier! / moderiert!
  • ich moderiere
  • du moderierst
  • er/sie/es moderiert
  • wir moderieren
  • ihr moderiert
  • sie moderieren

جمله‌ی مثال با moderieren

  • Ab Dezember wird er die Sendung moderieren.

    از دسامبر او اجرای برنامه را بر عهده می‌گیرد.

«moderieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.