[modifiˈt͡siːʁən]
اصلاح کردن، تغییر دادن
معنی، مثال و مترادفِ modifizieren ←Wir werden die Lastverteilung leicht modifizieren müssen.
باید توزیع بار را کمی تغییر دهیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی