[ˈfʊŋkn̩]
پیام فرستادن (بیسیم)، جرقه زدن
معنی، مثال و مترادفِ funken ←Der Kapitän funkte um Hilfe, als das Schiff sank.
کاپیتان وقتی کشتی در حال غرق شدن بود، با بیسیم درخواست کمک فرستاد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی