[ˈfʏʁçtn̩]
ترسیدن
معنی، مثال و مترادفِ fürchten ←Wir fürchten den Tod.
ما از مرگ میترسیم.
Er fürchtete sich vor der Prüfung.
او از امتحان میترسید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی