[ˈfʊml̩n]
ور رفتن، دستوپا زدن
معنی، مثال و مترادفِ fummeln ←Hör auf, an deinem Handy zu fummeln!
دست از ور رفتن با گوشیات بردار!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی