سطح C2فعل

fummeln

ور رفتن، دست‌وپا زدن

English: to fiddle, to fumble

صرف فعل fummeln

حال
er fummelt
گذشته‌ی ساده
fummelte
پرفکت
hat gefummelt
امری
fummel! / fummelt!
  • ich fummle
  • du fummelst
  • er/sie/es fummelt
  • wir fummeln
  • ihr fummelt
  • sie fummeln

جمله‌ی مثال با fummeln

  • Hör auf, an deinem Handy zu fummeln!

    دست از ور رفتن با گوشی‌ات بردار!

«fummeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.