[ˈfɛstˌnaːɡl̩n]
میخکوب کردن
معنی، مثال و مترادفِ festnageln ←Ich brauche niemanden, der mich festnageln will.
به هیچکس نیاز ندارم که بخواد من رو زمینگیر کنه.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی