[ɛntˈlastn̩]
تخفیف بار، رفع مسئولیت کردن
معنی، مثال و مترادفِ entlasten ←Nur eine Feuerprobe könnte die angeklagte Hexe entlasten.
فقط یک آزمایش سخت میتوانست جادوگر متهم را تبرئه کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی