[ɛntˈlɔkn̩]
درآوردن (صدا و...)
معنی، مثال و مترادفِ entlocken ←Der Musiker entlockte der Geige einen schönen Ton.
نوازنده صدای زیبایی از ویولن درآورد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی