[ˈaɪ̯nˌʃɛt͡sn̩]
ارزیابی کردن
معنی، مثال و مترادفِ einschätzen ←Tom kann Menschen schlecht einschätzen.
تام در قضاوت دربارهی آدمها ضعیف است.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی