[ˈaɪ̯nˌfɛːdl̩n]
نخ کردن، به رشته کشیدن
معنی، مثال و مترادفِ einfädeln ←Bitte einfädeln lassen!
لطفاً اجازه بدهید وارد شوند!
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی