[ˈdɛmp͡fn̩]
بخارپز کردن، ملایم کردن
معنی، مثال و مترادفِ dämpfen ←Die dicken Mauern dämpfen den Lärm von außen.
دیوارهای کلفت صدای بیرون را کم میکنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی