[bəˈʔaʁbaɪ̯tn̩]
ویرایش کردن
معنی، مثال و مترادفِ bearbeiten ←Ich muss den Text noch bearbeiten.
من هنوز باید متن را ویرایش کنم.
Ich muss diese Kundenanfrage noch heute bearbeiten.
من باید این درخواست مشتری را همین امروز بررسی کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی