[bəˈʔanʃpʁʊxn̩]
مطالبه کردن، ادعا داشتن، استفاده کردن
معنی، مثال و مترادفِ beanspruchen ←Er beansprucht das Erbe für sich.
او ارث را برای خود مطالبه میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی