[ˈaʊ̯fˌlɪstn̩]
لیست کردن / فهرست کردن
معنی، مثال و مترادفِ auflisten ←Bitte listen Sie alle Kosten hier auf.
لطفاً تمام هزینهها را در اینجا فهرست کنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی