سطح C1فعل

versammeln

گرد آوردن، جمع شدن

English: to gather, assemble

صرف فعل versammeln

حال
er versammelt
گذشته‌ی ساده
versammelte
پرفکت
hat versammelt
امری
versammle! / versammelt!
  • ich versammle
  • du versammelst
  • er/sie/es versammelt
  • wir versammeln
  • ihr versammelt
  • sie versammeln

جمله‌ی مثال با versammeln

  • Die Leute versammeln sich.

    مردم جمع می‌شوند.

«versammeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.