سطح B1اسم

die Zulassung

پذیرش / مجوز ورود

English: admission, approval

گرامر

آرتیکل
die
جمع
die Zulassungen

جمله‌ی مثال با Zulassung

  • Er hat die Zulassung zur Universität bekommen.

    او پذیرش دانشگاه را دریافت کرد.

  • Das neue Medikament hat endlich die Zulassung erhalten.

    داروی جدید بالاخره مجوز دریافت کرد.

مترادف و متضاد

«Zulassung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.