سطح B2فعل

zugeben

اعتراف کردن / افزودن

English: to admit, to add

صرف فعل zugeben

حال
er gibt zu
گذشته‌ی ساده
er gab zu
پرفکت
hat zugegeben
امری
gib zu! / gebt zu!
  • ich gebe zu
  • du gibst zu
  • er/sie/es gibt zu
  • wir geben zu
  • ihr gebt zu
  • sie geben zu

جمله‌ی مثال با zugeben

  • Er musste seinen Fehler sofort zugeben.

    او مجبور شد بلافاصله به اشتباه خود اعتراف کند.

مترادف و متضاد

«zugeben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.