سطح C1فعل

bekennen

اعتراف کردن

English: to confess, admit

صرف فعل bekennen

حال
er bekennt
گذشته‌ی ساده
bekannte
پرفکت
hat bekannt
امری
bekenne! / bekennt!
  • ich bekenne
  • du bekennst
  • er/sie/es bekennt
  • wir bekennen
  • ihr bekennt
  • sie bekennen

جمله‌ی مثال با bekennen

  • Tom muss sich dazu bekennen.

    تام باید به آن اعتراف کند.

«bekennen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.