سطح B1فعل

gestehen

اعتراف کردن

English: to confess

صرف فعل gestehen

حال
er gesteht
گذشته‌ی ساده
gestand
پرفکت
hat gestanden
امری
gestehe! / gesteht!
  • ich gestehe
  • du gestehst
  • er/sie/es gesteht
  • wir gestehen
  • ihr gesteht
  • sie gestehen

جمله‌ی مثال با gestehen

  • Er hat ihr endlich die Wahrheit gestanden.

    او بالاخره حقیقت را به او اعتراف کرد.

مترادف و متضاد

«gestehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.