سطح C1فعل

zucken

تکان خوردن، لرزیدن

English: to twitch, to jerk

صرف فعل zucken

حال
er zuckt
گذشته‌ی ساده
zuckte
پرفکت
hat gezuckt
امری
zucke! / zuckt!
  • ich zucke
  • du zuckst
  • er/sie/es zuckt
  • wir zucken
  • ihr zuckt
  • sie zucken

جمله‌ی مثال با zucken

  • Toms linkes Auge begann zu zucken.

    چشم چپ تام شروع به پرش کرد.

«zucken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.