سطح C2فعل

zappeln

دست‌وپا زدن، تقلا کردن

English: to squirm, to fidget

صرف فعل zappeln

حال
er zappelt
گذشته‌ی ساده
zappelte
پرفکت
hat gezappelt
امری
zappele! / zappelt!
  • ich zappele
  • du zappelst
  • er/sie/es zappelt
  • wir zappeln
  • ihr zappelt
  • sie zappeln

جمله‌ی مثال با zappeln

  • Hör auf zu zappeln!

    ول کن بی‌قرار نباش!

«zappeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.