سطح C2فعل

zocken

قمار کردن

English: to gamble

صرف فعل zocken

حال
er zockt
گذشته‌ی ساده
zockte
پرفکت
hat gezockt
امری
zocke! / zockt!
  • ich zocke
  • du zockst
  • er/sie/es zockt
  • wir zocken
  • ihr zockt
  • sie zocken

جمله‌ی مثال با zocken

  • Ich hätte meine Hausaufgaben machen sollen, anstatt zu zocken.

    به جای بازی کردن باید تکالیفم را انجام می‌دادم.

«zocken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.