قمار کردن
English: to gamble
Ich hätte meine Hausaufgaben machen sollen, anstatt zu zocken.
به جای بازی کردن باید تکالیفم را انجام میدادم.
«zocken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.