سطح A1فعل

setzen

نشاندن، گذاشتن

English: to set, to place, to seat

صرف فعل setzen

حال
er setzt
گذشته‌ی ساده
er setzte
پرفکت
hat gesetzt
امری
setze! / setzt!
  • ich setze
  • du setzt
  • er/sie/es setzt
  • wir setzen
  • ihr setzt
  • sie setzen

جمله‌ی مثال با setzen

  • Setz dich bitte hin!

    لطفاً بنشین!

مترادف و متضاد

مترادف

«setzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.