[ˈt͡sɔkn̩]
قمار کردن
معنی، مثال و مترادفِ zocken ←Ich hätte meine Hausaufgaben machen sollen, anstatt zu zocken.
به جای بازی کردن باید تکالیفم را انجام میدادم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی