سطح C2فعل

fauchen

فحش دادن، خرناس کشیدن

English: to hiss, to snarl

صرف فعل fauchen

حال
er faucht
گذشته‌ی ساده
fauchte
پرفکت
hat gefaucht
امری
fauch! / faucht!
  • ich fauche
  • du fauchst
  • er/sie/es faucht
  • wir fauchen
  • ihr faucht
  • sie fauchen

جمله‌ی مثال با fauchen

  • Die Katze fauchte den Hund an.

    گربه به سگ خرناس کشید.

«fauchen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.