سطح A1فعل

zirkulieren

گردش کردن

English: to circulate

صرف فعل zirkulieren

حال
zirkuliert
گذشته‌ی ساده
zirkulierte
پرفکت
hat zirkuliert
امری
zirkuliere! / zirkuliert!
  • ich zirkuliere
  • du zirkulierst
  • er/sie/es zirkuliert
  • wir zirkulieren
  • ihr zirkuliert
  • sie zirkulieren

جمله‌ی مثال با zirkulieren

  • Das Blut zirkuliert im Körper.

    خون در بدن گردش می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«zirkulieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.