سطح C2فعل

auswirken

اثر کردن، تأثیر کردن

English: to have an effect

صرف فعل auswirken

حال
er wirkt aus
گذشته‌ی ساده
wirkte aus
پرفکت
hat ausgewirkt
امری
wirk aus! / wirkt aus!
  • ich wirke aus
  • du wirkst aus
  • er/sie/es wirkt aus
  • wir wirken aus
  • ihr wirkt aus
  • sie wirken aus

جمله‌ی مثال با auswirken

  • Bis sich diese Änderungen auswirken, vergeht einige Zeit.

    تا این تغییرات اثر کنند، مدتی طول می‌کشد.

«auswirken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.