سطح B2فعل

werben

تبلیغ کردن / جذب کردن

English: to advertise, to recruit

صرف فعل werben

حال
er wirbt
گذشته‌ی ساده
warb
پرفکت
hat geworben
امری
wirb! / werbt!
  • ich werbe
  • du wirbst
  • er/sie/es wirbt
  • wir werben
  • ihr werbt
  • sie werben

جمله‌ی مثال با werben

  • Wie sollte man im Netz werben?

    چطور باید در اینترنت تبلیغ کرد؟

مترادف و متضاد

«werben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.