سطح C2فعل

wegsperren

حبس کردن، زندانی کردن

English: to lock away, to imprison

صرف فعل wegsperren

حال
er sperrt weg
گذشته‌ی ساده
sperrte weg
پرفکت
hat weggesperrt
امری
sperr weg! / sperrt weg!
  • ich sperre weg
  • du sperrst weg
  • er/sie/es sperrt weg
  • wir sperren weg
  • ihr sperrt weg
  • sie sperren weg

جمله‌ی مثال با wegsperren

  • Der gefährliche Verbrecher wurde weggesperrt.

    جنایتکار خطرناک زندانی شد.

«wegsperren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.