سطح C2فعل

weglegen

کنار گذاشتن

English: to put away, to lay aside

صرف فعل weglegen

حال
er legt weg
گذشته‌ی ساده
legte weg
پرفکت
hat weggelegt
امری
leg weg! / legt weg!
  • ich lege weg
  • du legst weg
  • er/sie/es legt weg
  • wir legen weg
  • ihr legt weg
  • sie legen weg

جمله‌ی مثال با weglegen

  • Könntest du bitte das Telefon weglegen?

    ممکنه لطفاً گوشی رو بذاری کنار؟

«weglegen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.